احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
390
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
شما فرود ميآيند ممكن است كه بمب و گلوله نيز بر سر شما ريخته شود . اى اهالى گيلان تكاليف خود را نسبت بدولت و پادشاه خود به نظر آورده و نگذاريد ليدرهاى خودتان شما را دچار زحمت و فلاكت نمايند . 28 ج 2 / 1337 ( فروردين 1298 ) از طرف ادارهء سياسى انگليس در گيلان » پس از روى كار آمدن حكومت لنين هنگامىكه هنوز نمايندهء از طرف آن دولت بطهران اعزام نشده بود يك پادگان نظامى از نيروى سرخ در انزلى برياست كميتهء انقلابى متشكل از رفيق « چليابين » و دو نفر ديگر وجود داشت ، چون بندر انزلى در تحت نفوذ سابق تزارى قرار داشت و هنوز معاهدهء بين دو دولت منعقد نشده بود دولت ايران نه صلاح ميدانست آنها را بيرون كند و نه آنكه دولت لنين را برسميت بشناسد . مادام كه كميتهء مزبور در انزلى اقامت داشت روابطش با ميرزا كوچك خان حسنه بود يعنى فقط در يك موضوع توافق عقيده داشتند و آن مخالفت با انگليسها بود و لكن ميرزا مطيع آنها نبود كميتهء چليابين از وجود ميرزا براى جلوگيرى از حركت انگليسها به بادكوبه از راه انزلى و بريدن اين راه استفاده ميكرد زيرا اين تنها طريق ارتباط انگليسها با قفقازيه بود و راه تبريز بدست مليون عثمانى اشغال شده و تا ميانه مقطوع بود ميرزا هم بصلاح خود از بلشويكها استفاده مىنمود مثل آنكه يك مرتبه مقدارى اسلحه و مهمات از سربازان سابق باراتف را كه توسط يك ارمنى به همدان حمل ميشد ضبط كرد و با وجود اصرار چليابين مسترد نداشت . بعدها پيچراخوف با حيله موفق شد خود را بلشويك قلمداد كرده و موافقت كميته انقلابى چليابين را براى عزيمت به بادكوبه جلب نمايد ولى پس از آنكه وارد انزلى شد چليابين و دو نفر ديگر اعضاى كميته را نه باتهام بلشويك بودن بلكه به بهانهء آنكه با ميرزا كوچك خان ارتباط داشتهاند در تاريخ 10 مرداد 1297 توقيف و تحت الحفظ بقزوين فرستاده تحويل انگليسها داد و خودش بباكو رفت تا بقواى دنىكن در شمال قفقاز ملحق شود . بدين ترتيب ارتباط ميرزا با بلشويكها قطع شد و در اوايل تيرماه 1298 كه به لنكران رفت به ملاقات با آنها توفيق نيافت يك بار هم در بهار 1298 « كلمتيساف » نماينده بانزلى فرستاد كه با جنگليها ارتباط پيدا نمايد اما چون در آنوقت جنگليها در اطراف لاهيجان و تنكابن بودند ارتباط ميسر نشد و بعدا هم كه كلمتيساف خواست در ساحل مازندران خود را به زعماى جنگل برساند توسط انگليسها دستگير و اعدام گرديد . ميرزا از ارتباط با نمايندگان كمونيست مأيوس شد و دولت وقت كه از فتوحات بلشويكها و نزديك شدن آنها بايران بيم داشت يك پيشنهاد صلح توسط ميرزا احمد خان آذرى حكمران رشت بقرار ذيل به جنگلىها عرضه داشت : [ پيشنهاد صلح به جنگلىها ] « عمليات نظامى از دو طرف متروك و اسراء مبادله و پادگان نظامى دولت در رشت برقرار و جنگليها عدهء خود را به فومن بفرستند و از طرف دولت عهدهدار امنيت محل و تحت فرمان حكومت رشت باشند » جنگلىها اين قرارداد را براى دفع الوقت تا زمان حصول ارتباط با بلشويكها پذيرفتند . ميرزا دائما سعى ميكرد بهر وسيلهء ممكن با يك دولتى كه براى ايران مضر نباشد وارد عقد قراردادى شود ولى چون در يك حلقهء محاصره افتاده بود نتوانست حتى نمايندگانى به تركيه فرستاده و با كماليون ارتباط برقرار كند . بالاخره همشيرهزاده خود اسمعيل خان را باتفاق دو نفر ديگر بنام داودزاده و عليشاه ببادكوبه فرستاد ، آنها در اوايل آبانماه 1298 باتفاق چند نفر ديگر از ايرانيان بادكوبه كميتهء تشكيل داده در سه موضوع مشغول فعاليت شدند : 1 - برضد قرارداد 1919 تبليغات كرده و در اين زمينه تلگرافاتى به دول خارجه مخابره نمودند ؛ 2 - عدهء از ايرانيان بادكوبه را براى ايجاد انقلاب در ايران تهيه كردند ؛ 3 - تصميم گرفتند با قواى جنگلى و هر قواى ديگرى كه در ايران براى ايجاد انقلاب تجهيز شود همكارى كنند .